این مطلب ۴۱ بار خوانده شده

شهید حسن رضا ماژاني

نسخه مناسب چاپ

در سال ۱۳۳۳ ه ش در روستاي چهکند درشهرستان بيرجند به دنيا آمد. دوران کودکي و تحصيلات ابتدايي را در آغوش پدر و مادري مومن ومذهبي گذراند .بعد از وارد دوران تحصيلات ابتدايي شد.دوره ي راهنمايي و دبيرستان را هم با موفقيت طي نمود و وارد دانشگاه شد

شهید حسن رضا ماژاني تحصيلات دانشگاهي را با بورسيه جهاد سازندگي(سابق) به پايان رسانيد و با دانشنامه کارشناسي در جهاد سازندگي مشغول خدمت شد.
در طول خدمت از نيروهاي برجسته جهاد بود و به جهت توانايي وتعهدي که داشت به سمت فرماندار شهرستان بجنورد برگزيده شد و تا زمان شهادت در اين سمت خدمات شاياني از خود به يادگار گذاشت.
در طول جنگ تحميلي ايشان بارها به جبهه رفت و در عمليات مختلفي شرکت کرد. آخرين بار در سال ۱۳۶۷ براي شرکت در عمليات مرصاد راهي جبهه شد که در همين عمليات به شهادت رسيد.
ليلا ايزد پناه,همسر شهيد در مورد او چنين مي گويد:
"ويژگي هاي اخلاقي شهيد وپاي بندي اوبه اصول و احکام اسلام و تعهد ايشان در قبال جامعه محروم به حدي بود که بهتر از نهاد جهاد سازندگي را جهت خدمت به رنج ديدگان و محرومين نيافت و به همين دليل جهاد سازندگي را انتخاب کرد . بايد گفت در رابطه با مسائل اجتماعي و خدمت به مردم الگوي خدمت به خلق بود که از ديدگاه عامه مردم مقبوليت تام داشت. از بعد ساده زيستن و ساده پوشيدن و خونسردي در مقابل مشکلات از صفات بارز و ممتاز اخلاقي شهيد بود. امر به معروف و نهي از منکر مي کرد.
عشق به امام حسين و اهل البيت عليهم صلوات الله و تشکيل مجالس و محافل مذهبي و مراسم سينه زني و روضه خواني و توسل به ائمه اطهار داشت.
ايده و افکار ناب آن عزيز دربرخوردهاي زيبا و اسلامي شهيد با همه و فرزندانش فراموش نشدني است و تا زماني که سايه رحمتش بر سر خانواده بود از محبت هاي بيکران و اسلامي او به حد اعلاء برخوردار بوديم.
به امام و روحانيت متعهد عشق مي ورزيد و قبل از انقلاب مقلد امام بود . پيروي از ولايت فقيه را واجب مي دانست و علاقه و دلبستگي شديدي به امام و اسلام و پاسداري از انقلاب و ارزش هاي انقلاب داشت. عامل به واجبات و تارک محرمات الهي بودند در رابطه با انجام صله رحم و ديدار با اقوام و بستگان با مشکلات کاري و مسئوليتي که بر عهده ايشان بود ملزم به رعايت انجام آن بود و انجام مي داد. پدر و مادرش را آن قدر محترم مي شمرد که همه جهات اخلاقي و اسلامي را در خصوص والدين مراعات مي کردند. "

او خدمت کردن در جهاد را خدمت به مستضعفين و بندگان خدا و عبادتي بزرگ مي دانست و در انجام خدمات مربوطه که شامل قشر مستضعف و مورد توصيه حضرت امام بود سر از پا نمي شناخت. از رياکاري و تزوير متنفر بود و اگر کساني را در اين جهت مشاهده مي کرد روي خوشي با آنان نداشت. طالب منصب و مقام نبود و دوست داشت در مناطق محروم خدمت کند ,چون مورد توجه امام بود. وقتي هم که به سمت فرمانداري شهرستان بجنورد برگزيده شد با استاندار وقت در ميان گذاشته بود به شرطي فرمانداري را مي پذيرم که محدوديتي در رفتن به جبهه و جنگ نباشد .بعد از قبولي سمت فرمانداري موفق و مردمي بود. قبل از شروع کار اداري به اداره مي رفت و ديرتر از همه کار را رها مي کرد. کار و خدمت ايشان وقت به خصوصي نداشت و شبانه روزي بود.
موقعيت نظام جمهوري اسلامي ايجاب مي کرد که مسئولين و دست اندرکاران از خدمت کردن به مردم اظهار خستگي نکنند و شهيد ماژاني چنين بود . محل کارش به روي همگان باز بود. انساني پشتکار دار و خادم به محرومين بود و سعي داشت طرح ها و برنامه هايي که به نتيجه نهايي مي رسيد بهره عام المنفعه آن را تقديم محرومين بنمايد. صدام و حزب بعث را کافر و دست پرورده آمريکاي جهان خوار مي دانست و جنگ تحميلي را براساس نظريه حضرت امام و از الطاف الهي و واجب مي شمرد.
منبع:"پرونده شهيد در بنياد شهيد وامور ايثارگران بيرجند ومصاحبه با خانواده ودوستان شهيد

 

وصيت نامه
بسمه تعالى
انا لله و انا اليه راجعون
خدايا، چه بگويد بنده گنه كار تو، خطا كار تو، سر تا پا معصيت کارتو كه در محضر تو گرفتار و اسير نفس و شيطان گرديد و از تو غفلت نمود.
خدايا، اگر اميد و رجائم به درگاه تو و رحمت تو و لطف تو نباشد با اين همه بار سنگين گناه چه كنم.
خدايا، چهارده معصوم را شفيع قرار مى‌دهم . اگركمك خواستن و توسل جستن به معصومين نباشد چگونه مى‌شود اين همه بار سنگين گناهان را تحمل نمود, گرچه من در حق شما ظلمها كردم، در بسيارى از مكانها و جاهايى كه موجب شادى قلب شما نمى‌شد حاضر مى‌شدم، واى بر من كه زنده بودم و فرزند شما زهر نوشيد، واى بر من كه زنده بودم و آنچه كه خواست شما بود عمل نمى‌شد.
و اما شما پدر و مادر گرانبها و مهربان و عزيزم كه جز زحمت و مشكلات و بار زندگى چيزى براى شما نبودم، من به درگاه خدا توبه مى‌كنم از اينكه نتوانستم حق شما را به جا آورم و از شما خواهش عاجزانه دارم كه مرا حلال كنيد و دعا كنيد.
و تو اى همسر مهربانم كه از اول زندگى مشتركمان جز رنج و زحمت كارى برايت نكردم و هميشه درگير يك زندگى مشكل بودى ,خدا خودش اجرت را بدهد و از تو حلاليت مى‌طلبم .به ابراهيم كه نامش را سال شصت در جبهه گذاشتم به او بگو كه چه مسئوليت خطير و سنگينى دارد و به عنوان پدر و پناهگاه خواهران و برادرش بايد باشد و اما زينب كه بايد پيام‌آور شهيد و شهادت باشد و محمد جواد كه با آن هيبت شجاعتش بايد مرد مبارزه شود و زهرا، رهرو راستين فاطمه زهرا گردد. انشاء الله خداوند تو را خودش كمك نمايد در تربيت و پرورش فرزندانمان.
و اما برادر بزرگوارم احمد آقا، همچنان كه قبلا هم خدمت شما عرض كردم توجه و تعهد به اسلام و به جا آوردن شكر نعمت امام و جمهورى اسلامى امروز يك تكليف است.
و تو خواهر عزيزم، بدان كه امروز ما بايد از آنچه كه داريم براى حفظ اسلام استفاده كنيم و انشاء الله على هم به تكليفى كه بر عهده اوست يعنى در خدمت جنگ قرار گرفتن عمل بكند.
و اما همسر خوبم، توجه داشته باش كه قرضهاى زيادى داريم و بايد پرداخت شود.
۱ ـ از آقاى سعيد خيام نكويى، سه هزار تومان
۲ ـ از آقاى محراب حق گو دانشجو علم و صنعت، چهار هزار تومان
۳ ـ از آقاى حسن نجفى كارمند علم و صنعت، هفت هزار تومان
۴ ـ از آقاى على ماژانى به غير از خرجى كه براى خانه نموده است، پنجاه هزار تومان
۵ ـ از آقاى باقرزاده ۳۰۰ تومان
حسن رضا چداني

خاطرات
همسر شهيد :
در طول جنگ تحميلي تا زمان شهادت ايشان بارها به جبهه جنگ رفته اند و مي توان گفت شش مرحله ايشان به جبهه رفته اند. در سال شصت مجموعاً به مدت شش ماه در سال شصت و چهار بيش از پنج ماه و در سال شصت و هفت که منجر به شهادتشان شده بود و به طور کلي بايد بگويم زمان هايي که حضور در مناطق جنگي داشتند چون عضو جهاد سازندگي بودند و جهاد سازندگي يکي از بازوان پرکار جنگ بود.
امام عنوان سنگر سازان بي سنگر را براي جهاد گران به يادگار گذاشتند .
در خصوص شهادت اين عزيز بايد عرض کنم به روايت فرمانده ايشان برادر نوري مي فرمايند که در عمليات مرصاد در حين عبور از منطقه ترکش خمپاره دشمن به اتومبيل حامل ايشان اصابت کرده و در نتيجه ضربه مغزي به شهيد ماژاني وارد گرديده و در بيمارستان به فيض شهادت نائل مي شوند.

آثار باقي مانده از شهيد
سخنان شهيد در سفر حج
مراکز اسلامي تا زماني که در سلطه آمريکا باشند و دست نشاندگان امريکا به نام اصطلاح خادم الحرمين در اين مکان هاي مقدس مشروعيت کسب کنند در جهت انحراف و بيگانه شدن از سرچشمه اش پيش مي رود.
امروز مرکز ظلم به اسلام همان مکاني است که بايد مرکز اسلام باشد.
مظلوميت اهل بيت را به وضوح در سرزمين حجاز مي تواني لمس کني. در اين جا خيابان به نام ابولهب است. بازار به نام ابوسفيان هست ولي از ائمه و حضرت علي (ع) خبري نيست.
پدران و مادران و خويشاوندان و همسران شهداء و اسرا و مفقودين و معلولين توجه داشته باشند که هيچ چيزي از آن چه فرزندان آنان به دست آورده اند کم نشده است فرزندان شما در کنار ائمه اطهارند. والسلام

برادران و خواهران جهاد آن چه که مي توانم بگويم نيت ها را خالص کنند، درون ها را پاک کنند، با هم صادق باشيد و هر چه بيشتر امام را بشناسيد و پيرو او باشيد.
برادران و خواهران جهاد خود و زندگيتان را در خدمت انقلاب اسلامي قرار دهيد. ما تاريخ را داريم و مي سازيم و عمل ما ثبت در تاريخ مي شود و ورق هاي تاريخ نشان گر عمل آينده ما خواهد بود آن هم ورق هايي که روز محضر ورق خواهد خورد.
ما بايد احساس عدالت اجتماعي را در مردم زنده کنيم.
قرآن را بشناسيد و در آن تعمق کنيد تا بتوانيد با الله رابطه برقرار کنيد.
انقلاب اسلامي ما پر از نعمت است هر گوشه آن را که نگاه کني مي بيني که نياز به ايثار و فداکاري دارد. چه نعمتي از اين بالاتر که انسان خودش فداي تثبيت جمهوري اسلامي بشود.
واقعيت اين است که زندگي با وجود عمل به تکليف شيرين و ارزش پيدا مي کند.
ديگر تنها در معبد و تاريک خانه و ايام خاص نيست که نام امام حسين (ع) برده مي شود بلکه نام او را سلاح بر دست و با فکر و شعور در ميدان هاي مبارزه با قامتي برافراشته مي بريم.
زيباترين زندگي و انسانيت و حرکت به سوي خدا زماني است که انسان بتواند به عزيزترين هايش براي رضاي خدا حرکت کرده و به تکليف الهي اش عمل کند.
مگر مي شود از پيرو پير خميني بودن دست برداشت ,واي بر ما اگر ذره اي از او غافل شويم.
وقتي گرسنگان آفريقا را مي بينيم که شکمشان به پشتشان چسبيده و قدرت تحمل وزن استخوان سر خود را روي بدنشان ندارد؛ چگونه مي شود تحمل کرد اين همه ظلم و جور و فساد را. ساکت نشست و قيام نکرد.

بسمه تعالي
خدمت همسر عزيزم سلام اميدوارم که حالت خوب باشد و هيچ گونه نگراني و کسالتي نداشته باشي. من خوبم و به ياد تو و دعاي تو مشغولم و دلم برايت تنگ شده .گرچه بسيار دوستت دارم و مشتاق ديدار تو عزيز قلبي ام مي باشم ولي به هر حال زيبايي زندگي و انسانيت و حرکت به سوي خدا زماني است که انسان بتواند با توجه به عزيزترين هايش که تو هستي براي رضاي خدا حرکت کرده و به تکليف الهي اش عمل کند و اين خيلي زيباست که خود اين حرکت ها کمال بخشيدن به روابط من و تو مي باشد و نتيجه اش نزديکتر شدن قلب من و تو بوده که نتيجه همه اين ها نزديکتر شدن دل هاي ما به خدا مي باشد.
الان که اين نامه را برايت مي نويسم نزديک افطار است. خواستم در يک حالت خاصي نامه را برايت بنويسم چرا که خيلي دوستت دارم و اما نامه اي که نوشتي آن چنان در من تاثير گذاشت که خدا مي داند به فکر فرو رفتم و حال عجيبي داشتم براي چاره متوسل به قرآن شدم البته نه امروز چند روز پيش نامه ات را آقاي رمضاني به من داد. روزه بودم و دقيقاً چند دقيقه به افطار باقي مانده بود که با دلي شکسته توکل به خدا کردم و چاره و چه بايد بکنم را از خدا خواستم .قرآن را باز کردم خدا مي داند چه شدم و چه شد .ميداني دقيقاً سوره عنکبوت آمد گويي خدا مستقيم داشت به من جواب مي داد که از تو بنده و شما بنده ها چه مي خواهم و روش الهي چيست برو سوره عنکبوت را بخوان در آن حالي که من داشتم با دهن روزه دم افطار خدا چگونه به من و تو لطف کرد و جواب داد و راه مرا روشن کرد.
آيا مردم پنداشتند به صرف اين که گفتند ما ايمان به خدا آورديم رهاشان کنند و بر اين ادعا هيچ امتحانشان نکنند و هرگز چنين نيست . ليلاجان خدا بسيار رحيم و رحمان و عليم و بصير است.
کساني که خالصانه رو به آويند جواب مي دهد. الله اکبر خدا دارد ما را امتحان مي کند بايد به خود او پناه ببريم ما کجا و امتحان الهي کجا, ما کجا تحمل امتحان او را داريم .ماي ضعيف بايد توسل کنيم به خودش توکل کنيم به خودش الله اکبر .. .
ليلاجان عجيب است نمي داني وقتي که انسان با خلوص به خدا پناه ببرد خدا هم فوري جواب مي دهد. بعد از مسئله در مراسم شب بيست و يکم ماه رمضان در اهواز که شرکت کرده بودم يک تعبيرات هشدار دهنده و تکان دهنده اي را يک نفر مداح مي خواند که ضمن آن من به ياد تو و زندگي مان بودم و گفتم خدايا به ما قدرت بده و توجه بده چرا که ما مگر نه اين است که پيروان خاندان آل محمد (ص) هستيم چه کوته مي توانيم فراموش کنيم سختي ها و دردهايي که حضرت زهرا (س) براي حفظ اسلام کشيد .
چگونه فراموش کنيم ضربت خوردن ايشان و سقط فرزند و با آن حال فرزند سقط شده به دنبال دفاع از مظلوميت حضرت علي (ع) بودند و ضربت خوردن حضرت علي (ع) و صحراي کربلا و وضعيت خانواده امام حسين (ع) و فرزندان ايشان و حضرت زينب (س) ؛مگر مي شود فراموش کرده اين همه مصيبت را که با جان و دل خريدند و ما مشغول دنيا بشيم. آيا وضعيت ما قابل قياس با مشکلات امام حسين (ع) و خانواده معظم شان و حضرت زينب (س) مي باشد.
چگونه تحمل کنيم و ساکت باشيم براي اين که هنوز هم در اطراف سوسنگرد گورستان هاي دسته جمعي پيدا مي کنند و گورستان دسته جمعي زنان و دختراني که در بستان به آنها تجاوز شده ؛چگونه بي تفاوت بگذريم از کشتارهايي که در خرمشهر و آبادان و سوسنگرد و .... شده است و قيام نکنيم. يعني اين همه سنگدل شديم غافل شديم، مشغول شديم به دنيا. اگر تعهدي باشد و ايمان اجازه نمي دهد ساکت بمانيم در برابر اين همه ظلم و جور و تجاوز.
چگونه مي توانيم فراموش کنيم شهادت بهترين فرزندان انقلاب و نسل انقلاب را شهادت کساني مثل محمد شهاب ها ـ مهدي آخوندزاده ها ـ احمد رحيمي ها را .
الله اکبر خدايا به تو پناه مي برم از اين که غافل بشوم از ادامه راه اين بزرگواران من چگونه سر بر بالين در رختخواب بگذارم در حالي که در اين رابطه وام دارم.در اين انقلاب شهدايي چون دست غيب ها و صدوقي ها و بهشتي ها و رجايي ها و مدني ها و ..... را داده ايم مگر مي شود ما از اسلام دست بردايم ,مگر مي شود از نماز يوميه دست برداريم, اگر مي شود پس مي شود از جنگ و انقلاب هم دست برداشت ,مگر مي شود از پيرو پير خمين بودن دست برداشت. واي بر ما اگراز او ذره اي غافل شويم مگر نه اين است که ارتباط با امام زمان دارد .به والله قسم براي من شکي نمانده که امام امت رابطه مستقيم با امام زمان (عج) دارد. حرف هاي او تعيين تکليف هايي که او مي کند همه براي خداست و امام زمان توجه دارد و ناظر بر اعمال ماست. به خدا پناه مي برم از اين که خداي نکرده از سربازان امام زمان نباشيم. سرباز امام زمان بودن مقدمه اش سرباز خميني بودن است لحظه اي از خميني غافل نشويد که او هرچه مي گويد حق است و چه زيباتر از حق مگر نه اين است که اين دنيا مزرعه آخرت است و مگر نه اين است که اين دنيا مقدمه اي است براي آخرت و اصل آن جاست. بيائيم آماده بشويم براي آن جا, آماده شدن براي آن جا مبارزه با نفس مي خواهد, مبارزه با رفاه مبارزه با همه. چگونه مي شود تحمل کرد که در زمان ما در آفريقا هزاران هزار کودک از گرسنگي پوست شکمشان به پشتشان چسبيده و قدرت تحمل وزن استخوان سر خود را بر روي بدنشان ندارند. چگونه مي شود تحمل کرد اين همه ظلم و جور و فساد و ساکت نشست و قيام نکرد واي بر ما اگر از سکوت کنندگان باشيم.

بسمه تعالي
خدمت همسر عزيزم سلام, اميدوارم که سرحال و خرم و با نشاط باشي .من خوبم و تو هم که هميشه در قلب ما با ما اجين شدي.
انشاءالله عزيزان من و تو, ابراهيم و زينب و محمدجواد خوبند و شما هم که انشاءالله از دست اذيت و آزارشان پر حوصله و صبور هستي .خلاصه من کاملاً اميدوارم وقتي که مي آيم آنجا تو به من کلي روحيه بدهي چرا که برخورد تو با من بيشتر از هر کسي براي من سازنده است و تو به من بيشترين روحيه را مي دهي. خلاصه ما کلي خاطرخواهت هستيم . ليلاجان من همان طور که گفتم حدود اوايل تير تهران مي آيم از طرف من همه را سلام برسان چون آقاي رضايي دم در در حال رفتن است ديگر وقت نوشتن نامه نيست خداحافظت باشد.

برادران و خواهران جهادگر:
نيت ها را خالص کنيد و درون ها را پاک و تزکيه کنيد. با هم صادق و مهربان باشيد هرچه بيشتر امام را بشناسيد و پيرو او باشيد و بدانيد که مي دانيد ما تاريخ را داريم و مي سازيم و در آينده تاريخ نشانگر عمل ما خواهد بود.
انقلاب اسلامي ما پر از نعمت است و نياز به ايثار و فداکاري دارد و چه نعمتي از اين بالاتر که انسان فداي انقلاب اسلامي و تثبيت جمهوري اسلامي شود . مگر مي شود از پيروي خط امام دست برداشت .واي بر ما اگر ذره اي از او غافل شويم و چگونه مي شود تحمل کرد گرسنگان آفريقا را که از گرسنگي پوست شکمشان به پشت چسبيده و ظلم و فساد و آدم کشي استکبار جهاني را مشاهده کرد و ساکت نشست و قيام ننمود.

همسر گرانقدرم:
بيا دست يکديگر را بگيريم و بار مبارزه با باطل و ظلم رابه دوش کشيم و تو همسرم ابراهيم را بزرگش کن و تو اي مادر بزرگوارم عشق به خاندان ولايت از گريه هاي تو در روضه خواني ها در دلم جوشش گرفت و برايم زحمت زيادي کشيده اي. زندگي تو پر از رنج و زحمت بوده و من براي تو هيچ نکردم.
مادر جان حلالم کن واي خدايا چگونه مي توانم فراموش کنم شهادت بهترين فرزندان انقلاب را منجمله شهيدان محمد شهاب ها ,آخوندزاده ها و احمد رحيمي ها را (الله اکبر) خدايا به تو پناه مي برم از اين که غافل بشوم از ادامه راه اين بزرگواران.

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.