این مطلب ۲۰ بار خوانده شده
باشهدای اصناف بیرجند/۲

همسرشهید هادی: همسرم با خوابی که دیده بود خودش را آماده شهادت کرده بود

صدیقه عروفی گفت: غلامحسین قبل از رفتن به منطقه خوابی دیده بود که بر اساس آن خواب می‌گفت من بعد از این اعزام ۲۰ روز دیگر می‌آیم و من را در همان قبری که خودم آماده کرده‌ام دفن کنید.
نسخه مناسب چاپ

همسرشهید غلامحسین هادی در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع‌رسانی سپاه انصارالرضا علیه‌السلام خراسان‌جنوبی اظهار داشت: همسرم چهار مرتبه به منطقه اعزام شد و در آخرین اعزام در سال ۶۲ به شهادت رسید.
صدیقه عروفی با بیان اینکه همسرم یک کارگر ساده بود، افزود: او به قدری نسبت به شهادت پایگاه بسیج و فعالیت‌های آن علاقه داشت که در آخرین اعزامش از او خواستم که به منطقه نرود و در همین‌جا در کارهای بسیج کمک حال رزمندگان باشد و من را به همراه چهار پسرمان تنها نگذار.
وی ادامه داد: اما همسرم اصرار زیادی به حضور در جبهه داشت و می‌گفت شما نباید من را از رفتن به منطقه منع کنید زیرا اگر قرار باشد شهدا از ما راضی باشند باید راهشان را ادامه دهیم و همچنین نه شما و نه فرزندانم از همسران و فرزندان شهدا بهتر نیستید که به خاطر شما از دفاع دست بردارم.
عروفی با بیان اینکه در آخرین اعزام غلامحسین خوابی دیده بود و می‌گفت این آخرین سفر من خواهد بود، تصریح کرد: حتی او به گازار که روستایمان است رفت و در آنجا پنج قبر را آماده کرد، یکی برای خودش و چهارتای دیر برای پسرانش و معتقد بود پسرانش هم همه شهید می‌شوند و باید در کنار پدرشان دفن شوند.
وی ادامه داد: در آن زمان که برای آماده کردن قبرها به گازار رفته بود به دوستش فته بود که قبر من‌را سفارشی درست کن که من ۲۰ روز دیگر در این قبر دفن می‌شود و درست جنازه غلامحسین ۲۰ روز بعد برگشت و یک روز بعد هم ما او را در همان قبری که خود آماده کرده بود دفن کردیم.
همسر شهید غلامحسین هادی به اعتقادات قوی همسرش اشاره کرد و گفت: او به حدی بر اعتقادات خود ایستاده بود که حتی عکس تشییع جنازه‌اش را هم با یک پیراهن یقه بسته همان روزها تهیه کرد و به من داد و سفارش کرد که از همین عکسم برای جلوی تابوتم استفاده کنید.
عروفی با بیان اینکه او قرار بود برای من و پدر و مادرش هم در همان روستا قبری تهیه کند، افزود: متاسفانه این کار محیا نشد ولی وقتی دو پسر بزرگم در صانحه تصادف اردوی بنیاد شهید از بین رفتند ما ان دو را در همان قبرهایی که پدرش آماده کرده بود دفن کردیم.
وی به بیان خاطرات همرزمان همسرش در ساعتی قبل از شهادت اشاره کرد و افزود: برخی از مردم روستا که با غلامحسین همرزم بودند، می‌گفتند روز شهادت همه در کنار برکه‌ای در نزدیکی سنگر جمع بودند که غلامحسین می‌گوید برویم و غسل شهادت بگیریم و دوستانش به او می‌گویند ما که قصد شهادت نداریم تو که می‌خواهی شهید شوی برو غسل کن و او هم رفت و غسل گرفت و حتی از او هم تصویری هم در حال غسل گرفتند.
صدیقه عروفی به نحوه شهادت همسرش اشاره کرد و یادآور شد: غلامحسین درحالی که در حال نماز بوده است تیراندازی شروع شده و غلامحسین درحالی که در رکوع بود، خمپاره به شاهرگش برخورد می‌کند و در همان حال شهید می‌شود و در گوشه سنگر به زمین می‌خورد.
وی با بیان اینکه وظیفه ما در قبال خانواده شهدا بسیار سنگین است، گفت: ما که فقط یک شهید تقدیم این کشور کرده‌ایم ولی بعضی خانواده‌ها هستند که هفت یا هشت شهید داده‌اند و وظیفه ما در قبال آنها بسیار سنگین است و باید مراقب باشیم که با کارهایمان خون این شهدا را پایمال نکنیم.
عروفی به وضعیت نامناسب حجاب و عفاف در کشور اشاره کرد و یادآور شد: متاسفانه وضعیت حجاب در کشور ما اصلا مناسب نیست و شهدای ما رفتند و از خانواده و همسرانشان گذشتند تا کشور از آن وضعیت قبل خارج شود ولی امروز باز همان ناهنجاری‌ها وجود دارد.

دسته بندی اقشار: 

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.