این مطلب ۱۸ بار خوانده شده
بانوی محجبه و موفق بیرجندی:

کار در جایی که به رهبری وصل است به من آرامش می دهد/ نگاه غرب به حجاب نگاهی تروریستی است

ملیحه تراب گفت: زکالت زیبایی پاک دامنی و لازمه زیبایی ظاهری و باطنی نگاه داشتن عفت است یک زن باید در جامعه به گونه ای رفتار کند که هیچ مردی اجازه نزیک شدن به محدوده آن زن را به خود ندهد چه برسد به اینکه وارد محدوده او شود.
نسخه مناسب چاپ

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سپاه انصارالرضا(ع)خراسان جنوبی، سیمای حقیقی حجاب، حضور در لباسی است که زن با مدد آن بتواند بدون آسیب‏های اجتماعی و روحی به انجام وظایف دینی و اجتماعی خود همت گمارد. دلایل عقلی برای فواید و آثار حجاب و عفاف فراوان است و در متون دینی نیز نقل‏ها و روایات معتبر بسیاری برای بیان کم و کیف این آثار و فواید حجاب و عفاف موجود است که از آن جمله می‏توان امنیت اجتماعی، تعالی معنوی، سلامت روحی و بهداشتِ جنسی، آرامش و استحکام خانواده را برشمرد. حجاب ضمن تأثیر بر سلامت اخلاقی جامعه، پاکی و طهارت و ارتقای شخصیت زن، نه تنها مانع آزادی او نمی‏شود، بلکه به او نقش دفاعی در برابر آسیب‏های فردی و اجتماعی می‏ بخشد.
ملیحه تراب پور متولد ۱۳۶۲ درمشهد دیار رضوان است وی مشهد را بهشت می داند و آمدن اونیزبه شهر بیرجند به واسطه همسرش است و داستان دارد...کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی را در دانشگاه پیام نور مشهد خوانده اما به خاطر شرایط کاری اش نتوانسته ادامه تحصیل دهد و یک ترم طلبه جامعه الزهرا قم به صورت غیر حضور ی بوده و آن را نیز قصد دارد ادامه دهد.... وی هم چنین مسئول واحد خواهران نهاد رهبری در دانشگاه صنعتی بیرجند است.
گفتگوی ما از اینجا شروع می شود:
از دوران کودکی و نوجوانی خود بگویید ؟ چرا به رشته مترجمی زبان انگلیسی روی آوردید؟
از دوران کودکی در خانواده مذهبی بزرگ شدم مشوق اصلی ام برای حجاب پدر و مادرم بودند در ۶ سالگی به همراه پدر در دعاهای ندبه شرکت می کردم و حتی پذیرایی های آن یادم می آید تا کلاس پنجم دبستان حجاب کامل داشتم و به داشتن ساق دست بسیار حساس بودم و باید لباسی می خریدم که آستین آن بلند باشد و هر چه بیشتر می گذشت حجاب برایم ملکه شد و یک نگاه دیگری به حجاب داشتم.
در دوران راهنمایی همیشه چادر داشتم
دوران دبیرستان رشته ام ریاضی فیزیک بود و شاگرد ممتازی در این رشته بودم قبل از ورود به دانشگاه با بچه های اتحادیه انجمن های اسلامی فعالیت های فرهنگی بسیاری داشتیم و از همه مهم تر اینکه برای کنکور در کتابخانه حرم امام رضا(ع)درس می خواندم و روبروی حرم بودم و این خود در روحیه من تاثیربسیاری داشت که اگر در رشته ای قبول می شدم عنایت آن حضرت است و گرنه حتما مصلحتی است و بالاخره زحماتم به ثمر نشست اما به خاطر اینکه دوست داشتم در مشهد بمانم به دانشگاه پیام نور مشهد نیز راضی شدم و گرنه در دیگر دانشگاه ها نیز قبول می شدم و رشته ام مترجمی زبان انگلیسی بود. علاقه وافر به مباحث دینی داشتم و دغدغه های اصلی من برای ورود به رشته زبان انگلیسی ترویج دین و مذهبم بود تا از طریق این رشته دینم را ترویج دهم.

وقتی با حجاب وارد این رشته شدید برای بقیه مورد تعجب نبود؟
از آنجا که هر کسی وارد رشته مترجمی زبان می شود از نظر شکل و شاکله فرق می کند رشته ما هم ۶۵ ورودی داشت و تنها من از بقیه متفاوت تر بودم ,و با داشتن حجاب رشته مترجمی زبان می خواندم. با دانشگاه رفتنم حجابم روز به روز محکم تر شد خانواده نیز از اینکه می دیدند در دانشگاه نیز حجابم را حفظ می کنم تشویق زیادی می کردند و این را لطف خدا و عنایت امام رضا (ع) می دانم.
از دوران دانشجویی بگویید و اینکه چه می کردید؟
در هر برنامه فرهنگی دانشگاه حضور داشتم عضو کانون هلال احمر و بسیج دانشگاه و... مسئول فرهنگی حوزه دانشجویی بودم برای اولین بار با ۸ نفر دیگر از خانم های دانشجو هیئت دانشجویی آل یاسین را در دانشگاه مشهد راه اندازی کردیم که هنوز هم برنامه های آن ادامه دارد
اولین مراسمی که در هیئت برگزار کردیم مراسم شب های احیاء بود و به تاسی از حضرت علی (ع) که شبانه به فقران و به صورت ناشناس کمک می کردند ما نیز شناسایی از فقرا داشتیم و به صورت ناشناس شبانه برای فقرا کمک می بردیم....
دغدغه های شما چه بود و در این رشته چه کاری می خواستید انجام دهید؟

از همان سال اول دانشگاه کارهای ترجمه را قبول می کردم از مقالات دانشجویی تا مقالات کارشناسی ارشد و بعد هم رساله های دکترا را ترجمه می کردم و در کارهای ترجمه نیز برایم رضایت افراد مهم بود نه نفع مادی و تنها کار ترجمه بحث علمی نبود و دوست داشتم در بحث های دینی نیز وارد شوم سال ۸۴ به روزنامه قدس مراجعه کردم و درخواست ترجمه دادم و برای سرویس بانوان و خانواده پذیرفته شدم و مقالات خانوادگی و روان شناسی را ترجمه می کردم. اما اینکارها مرا قانع نمی کرد هدفم از انتخاب این رشته ترویج دین و مذهبم بود و دوست داشتم مترجمی مذهبی انجام دهم تا اینکه با مکتب نرجس مشهد آشنا شدم و ترجمه فصلنامه بین المللی شمیم نرجس را انجام می دادم وهم چنین کارم ارتقا دادم و متن های فارسی را به انگلیسی ترجمه می کردم.
کتابهایی که زبان اصلی آن فارسی است طوری نبود که بتواند برای ترویج دین کمک کند و من نیز به دنبال سندیت آن بودم و اینکه مورد تایید بزرگان نیز باشد چرا که یاد گرفتم برای هر مطلبی که ترجمه می کنم سند داشته باشم و چون اسناد این کتابها کم بود کمتر توفیق داشتم کار خاص دینی انجام دهم البته هنوزهم به دنبال آن هستم ...
چه شد که به بیرجند سفر کردید؟ چرا درس در جامعه الزهرای قم را ادامه ندادید؟
به واسطه شغل همسرم من نیز به تبع به بیرجند آمدم و شرایط زندگی و درگیری به خاطر تدریس و مسائل فرهنگی دانشگاه وقت و فرصت ادامه تحصیل در جامعه الزهرا را به من نداد , البته قصد دارم ادامه دهم.

چه شد که به نهاد رهبری دانشگاه صنعتی آمدید؟

سوابق فرهنگی ام طوری بود که دغدغه های فرهنگی ماندگاری داشتم و فعالیت در اتحادیه انجمن های اسلامی و کانون امداد گران خراسان و... همه اینها باعث شده بود نگاه من به تمام مسائل فرهنگی باشد نهاد رهبری محل فعالیت های آموزشی و فرهنگی بود
قبل از اینکه به بیرجند سفر کنیم در دوران دانشجویی و بعد از فارغ التحصیلی فعالیت های زیادی داشتم و در واقع رزومه کار فرهنگی ام بیشتر از آموزشی بود, ۴ سال سابقه تدریس زبان انگلیسی برای بچه های شاهد و ایثارگر داشتم و در مرکز تحقیقات بسیج دانشجویی به عنوان مسئول هسته های علمی دانشگاه بودم و بعد از فارغ التحصیلی هم کارشناس فرهنگی دانشگاه اقبال لاهوری مشهد بودم .
بعد از انتقال همسرم به بیرجند و با توجه سوابق فرهنگی ای که داشتم به چند دانشگاه مراجعه کردم و از طریق یکی از مسئولین به نهاد رهبری دانشگاه صنعتی معرفی شدم بدون اینکه کسی مرا بشناسد و به واسطه لطف خدا و امام رضا(ع) مصاحبه و گزینش انجام شد و در این جا مشغول خدمت شدم .واقعا کار درنهاد رهبری را دوست دارم چون وابسته به رهبر است و هرجا که وصل به رهبر باشد به من آرامش خاصی می دهد و فکر می کنم بعد از دور افتادن از خانواده و در غربت بودن تنهاچیزی بود که باعث شد غربت را تحمل کنم همین است اینجا وصل هستم به جایی که به آن تعلق خاطر دارم ..
چادر برای شما محدودیتی هایی هم داشته است ؟
چادر یا حجاب برایم منعی نداشته ونگاه کاملا بازی به حجاب داشتم از اینکه مرا محدود نمی کند من تا قبل از ازدواج به خراسان جنوبی سفر نکرده بودم و اینجا گرمای خاصی دارد و من نیز نسبت به گرما حساسم همسرم گفتند شما با این حجاب در این گرما اذیت می شوید؟ اما اینقدر برایم حجاب ملکه شده که همان حجابی که در مشهد داشتم در اینجا نیز رعایت می کنم و برایم محدودیت های حجاب هیچ وقت مهم نبوده است.حس من از پوشیدن چادر این است که چادر من گوشه ای از پرچم اسلام است که با سیاهی چادرم این پرچم را بالا گرفته ام.یک علم وقتی پرچم ندارد معنایی ندارد و وقتی برافراشته است که بیرق و پرچمی داشته باشد و به نظرم برای ما زنان چادر این گونه است.
در بیشتر صحبت های شما از لطف امام رضا (ع) صحبت بود می شود توضیح دهید؟
چیزهایی که در این دانشگاه یاد گرفتم شاید اگر در بهترین دانشگاه بودم نصیبم نمی شد ولطف امام رضا(ع) شامل حال من شده بود و این در تمام لحظات زندگی ام جریان دارد و خادمی و کنیزی ایشان نیز دیگر لطفشان به من بوده است.
برای اینکه دختران ما به حجاب و عفاف برتر علاقه مند شوند چه باید بکنیم؟
حجاب برای هر زن مسلمان در تمام دنیا نشانی از پرچم داری اسلام است و حجاب با اهرم فشار نمی تواند در جوانان نهادینه شود روی خوش امر به معروف زبانی را بهتر می کند به طوری که احساس سر خوردگی به طرف مقابل دست نمی دهد و شاید اشتباه من مذهبی است که به گونه ای برخورد نکردم که دیگران حجاب را بپذیرد و بدانند که افراد محجبه از همه چیز جدا نیستند حفظ رفتار و گفتار در یک سری از چارچوب ها خود فرهنگ است و باید فرهنگ را ذره ذره برای مردم عملیاتی کنیم
ظاهر خوب و پسندیده در جذب افراد بسیار مهم است و به نظر من پاکیزگی جزیی از ایمان نیست ,تمام ایمان است و مومن باید به گونه ای در جامعه ظاهر شود که مناسب شان او باشد و چشم خواهران دینی خودش را نوازش بدهد و کسی که او را می بیند اذیت نشود شاید مبانی دینی به خوبی برای جوانان ما تبیین نشده است.

به نظر شما چرا با وجود طرحهای بسیار درباره حجاب بازهم در این زمینه مشکل داریم؟

مشکل حجاب در جامعه ما این است که طرح جامع و فراگیری ارائه نشده و آن واجب فراموش شده جایگاه خود را از دست داده ،اگر هر فردی خود را ملزم به رعایت یک سری قوانین کند وحجاب را به عنوان قانون شرع قبول نمایید دیگر نیاز به این طرح ها لازم نیست، برای نهادینه شدن فرهنگ حجاب و عفاف کار فرهنگی جامع لازم است کاری که همه مردم و نظام به آن عمل کنند و دو گانگی در این خصوص نداشته باشیم.
نظر شما درباره تفکیک جنسیتی در دانشگاه و... چیست؟
یک ایرادی به این مقوله وارد است آن اینکه دختران و پسران جامعه تا سنین دبستان در محیط آموزشی کاملا جداگانه هستند اما در سنین غلیان جوانی که بیشترین اوج را دارد وارد دانشگاه می شوند به نظر من از همان ابتدا که یک فرد وارد سیستم آموزشی چه در جامعه و چه در خانواده می شود باید به گونه ای چارچوب و حریم برای خود قائل شود که اگر در محیط مختلطی رفت دچار انحراف و کج راهی نگردد البته که محیط دانشگاهی تفکیک شده باز دهی بیشتری دارد تنش ها کم تر است و آرامش بیستر و اینها خود نیازمند آسیب شناسی دقیق و کار فرهنگی است.

برخی می گویند دلت باید پاک باشد ظاهرت که مهم نیست شما چه می گویید؟
زکات زیبایی ،پاک دامنی است و لازمه زیبایی ظاهری و باطنی نگاه داشتن عفت است کسی که می گوید همین که دلت پاک باشد کافی است باید در جوابش بگویم" از کوزه همان برون تراود که در اوست" حجاب پوشش ظاهری و عفت باز دارنده درونی است کسی که عفت دارد با ظاهر ناپاک در جامعه وارد نمی شود حجاب و عفاف در طول هم هستند و باید کنار هم باشند .یک زن باید در جامعه به گونه ای رفتار کند که هیچ مردی اجازه نزیک شدن به محدوده اش را به خود ندهد چه برسد به اینکه وارد محدوده او شود
استدلال اروپاییان این است که خانم های محجبه در زیر چادرشان بمب مخفی می کنند این را چگونه تعبیر می کنید؟
نگاه غرب به حجاب نگاه تروریستی است و قصد آنها گرفتن حیا از زن مسلمان است که اگر حیا از بین رفت ذره ذره همه چیز تحت تاثیر آن قرار می گیردکسی که در عرصه فرهنگی حضور پیدا می کند شاید خوب کار نکرده و توانسته اسلام واقعی را به دنیا بشناساند و از طرفی هم افراد معتقد به مبانی و ارزشها را معرفی نکرده و مشاهده می کنیم قضاوت های مادی باعث نمونه شدن یک فرد می شود در حالی که او نمونه بارز زن مسلمان نیست.
جالب است برایتان بگویم زمانی که از طرف دانشگاه با دانشجویان برای راهیان نور به تخت جمشید رفته بودیم در آنجا مسافران خارجی حضور داشتند و من به عادت همیشگی که با میهمانان خارجی صحبت و دین خودم را معرفی می کنم گفتگویی داشتم برای آنهاجالب بود که یک خانم محجبه می تواند با آنها ارتباط بر قرار کند و با زبان خودشان صحبت کند و حتی سفر و تفریح داشته باشد آنها وقتی فضای داخل ایران را می بینند نظرشان به کلی تغییر می کند.
چه مشاغلی برای زنان بهتر است ؟ آیا شغل خودتان با ویِگی های زنان هم خوانی دارد ؟
وهله اول مشاغل زنان در حوزه پزشکی و بهداشت و آموزش باشد و هم چنین مشاعل مرتبط با مخاطب زن باید خانم ها در آن حضور داشته باشند زنان در بیشتر عرصه ها می توانند ورود پیدا کنند البته به شرط اینکه شان زن حفظ شود بالاخره یک سری محدودیت هایی هم وجود دارد بحث همسرداری و فرزند پروری و خانه داری نباید ضربه بخورد در کنار آن اهمیت به تحکیم بنیان خانواده و با حفظ حریم ها زنان می توانند وارد اجنماع شوند
جایگاه خودمان نیز چون با قشر دانشجو سر و کار دارد و خود دانشجویان بیان کردند که وجود یک رابط فرهنگی در دانشگاه لازم بوه در واقع نهاد یک مأمن برای دانشجویان است که آنها حرف دل و دغدغه های خود بیان می کنند و همیشه سعی کردم مثل یک خواهر و دوست برای دانشجویان باشم وصرف مسئول نهاد کار نکردم چرا که کار فرهنگی را محدود به اتاق دانشگاه نمی دانم و معتقدم باید برای فرهنگ فرامرزی کار کرد.

سخن پایانی؟
در پایان نیز برای تعجیل درفرج آقا امام زمان (عج) دعا می کنم و امیدورام در راه این امام عزیز جان دهیم و برای جوانان نیز از ائمه بزرگوار به خصوص حضرت زهرا(س) می خواهم عاقبت به خیر شوند و آرامش واقعی نصیبشان شود .
منبع: زن امروز

دسته بندی اقشار: 

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.